رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 773غزل شمارهٔ 773شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: رامدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمدبه مثال ساقیان او به سبو و ساغر آمد2نقل کریںنه سبوی او بدیدم نه ز ساغرش چشیدمکه هزار موج باده به دماغ من برآمد3نقل کریںبگشاد این دماغم پر و بال بینهایتکه به آفتاب ماند که به ماه و اختر آمد4نقل کریںبه مبارکی و شادی چو جمال او بدیدمز جمال او دو دیده ز دو کون برتر آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصنما سپاه عشقت به حصار دل درآمدبگذر بدین حوالی که جهان به هم برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 772اگلی نظمبه میان دل خیال مه دلگشا درآمدچو نه راه بود و نی در عجب از کجا درآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 774زمینہم وزن و قافیہ نظمیںصنما سپاه عشقت به حصار دل درآمدبگذر بدین حوالی که جهان به هم برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 772آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصنما سپاه عشقت به حصار دل درآمدبگذر بدین حوالی که جهان به هم برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 772
اگلی نظمبه میان دل خیال مه دلگشا درآمدچو نه راه بود و نی در عجب از کجا درآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 774
صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمدبگذر بدین حوالی که جهان به هم برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 772