رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1431غزل شمارهٔ 1431شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: لباشمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشمچو غم بر من فروریزی ز لطف غم خجل باشم22نقل کریںغمان تو مرا نگذاشت تا غمگین شوم یک دمهوای تو مرا نگذاشت تا من آب و گل باشم33نقل کریںهمه اجزای عالم را غم تو زنده می داردمنم کز تو غمی خواهم که در وی مستقل باشم44نقل کریںعجب دردی برانگیزی که دردم را دوا گرددعجب گردی برانگیزی که از وی مکتحل باشم55نقل کریںفدایی را کفیلی کو که ارزد جان فدا کردنکسایی را کسایی کو که آن را مشتمل باشم66نقل کریںمرا رنج تو نگذارد که رنجوری به من آیدمرا گنج تو نگذارد که درویش و مقل باشم77نقل کریںصباح تو مرا نگذاشت تا شمعی برافروزمعیان تو مرا نگذاشت تا من مستدل باشم88نقل کریںخیالی کان به پیش آید خیالت را بپوشانداگر خونش بریزم من ز خون او بحل باشم99نقل کریںبسوزانم ز عشق تو خیال هر دو عالم رابسوزند این دو پروانه چو من شمع چگل باشم1010نقل کریںخمش کن نقل کمتر کن ز حال خود به قال خودچنان نقلی که من دارم چرا من منتقل باشم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشممنم فرزند عشق جان ولی پیش از پدر باشمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1430اگلی نظمتو خود دانی که من بیتو عدم باشم عدم باشمعدم خود قابل هست است از آن هم نیز کم باشمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1432◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشممنم فرزند عشق جان ولی پیش از پدر باشمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1430
اگلی نظمتو خود دانی که من بیتو عدم باشم عدم باشمعدم خود قابل هست است از آن هم نیز کم باشمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1432