رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1597غزل شمارهٔ 1597شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: مخوریمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاین چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریمجمع مستان را بخوان تا بادهها با هم خوریم22نقل کریںبادهای کابرار را دادند اندر یشربونبا جنید و بایزید و شبلی و ادهم خوریم33نقل کریںابر نبود ماه ما را تا جفای شب کشیممرگ نبود عاشقان را تا غم ماتم خوریم44نقل کریںنفس ماده کیست تا ما تیغ خود بر وی زنیمزخم بر رستم زنیم و زخم از رستم خوریم55نقل کریںبود مردم خوار عالم خلق عالم را بخوردخالق آوردهست ما را تا که ما عالم خوریم66نقل کریںاین جهان افسونگرست و وعده فردا دهدما از آن زیرکتریم ای خوش پسر که دم خوریم77نقل کریںگر پری زادیم شب جمعیت پریان بودور ز آدم زادهایم آن باده با آدم خوریم88نقل کریںگه از آن کف گوهر هستی و سرمستی بریمگه از آن دف نعره و فریاد زیر و بم خوریم99نقل کریںماهییم و ساقی ما نیست جز دریای عشقهیچ دریا کم شود زان رو که بیش و کم خوریم1010نقل کریںگه چو گردون از مه و خورشید اشکم پر کنیمگر چو خورشید آبها را جمله بیاشکم خوریم1111نقل کریںشمس تبریزی تو سلطانی و ما بنده توییملاجرم در دور تو باده به جام جم خوریم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیمیار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1596اگلی نظمای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگارستان کنیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1598◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیمیار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1596
اگلی نظمای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگارستان کنیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1598