رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 87غزل شمارهٔ 87شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: اراصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجانا سر تو یارا مگذار چنین ما راای سرو روان بنما آن قامت بالا را22نقل کریںخرم کن و روشن کن این مفرش خاکی راخورشید دگر بنما این گنبد خضرا را33نقل کریںرهبر کُنُ جانها را پرزر کُنُ کانها رادر جوش و خروش آور از زلزله دریا را44نقل کریںخورشید پناه آرد در سایه اقبالتآری چه توان کردن آن سایه عنقا را55نقل کریںمغزی که بد اندیشد آن نقص بسست ای جانسودای بپوسیده پوسیده سودا را66نقل کریںهم رحمت رحمانی هم مرهم و درمانیدرده تو طبیبانه آن دافع صفرا را77نقل کریںتو بلبل گلزاری تو ساقی ابراریتو سرده اسراری هم بیسر و بیپا را88نقل کریںیا رب که چه داری تو کز لطف بهاری تودر کار درآری تو سنگ و که خارا را99نقل کریںافروختهٔ نوری انگیختهٔ شوریننشاند صد طوفان آن فتنه و غوغا را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای گشته ز تو خندان بستان و گل رعناپیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با مارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 86اگلی نظمشاد آمدی ای مهرو ای شادیِ جان شاد آتا بود چنین بودی تا باد چنان بادارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 88◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای گشته ز تو خندان بستان و گل رعناپیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با مارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 86
اگلی نظمشاد آمدی ای مهرو ای شادیِ جان شاد آتا بود چنین بودی تا باد چنان بادارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 88