رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1410غزل شمارهٔ 1410شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: انشدمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدمدیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم2نقل کریںبرف بدم گداختم تا که مرا زمین بخوردتا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم3نقل کریںنیستم از روانها بر حذرم ز جانهاجان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدم4نقل کریںآنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدوتا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدم5نقل کریںاز سر بیخودی دلم داد گواهیی به دستاین دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدم6نقل کریںاین همه نالههای من نیست ز من همه از اوستکز مدد می لبش بیدل و بیزبان شدم7نقل کریںگفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقیمن ز برای این سخن شهره عاشقان شدم8نقل کریںجان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار منمن به جهان چه می کنم چونک از این جهان شدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای تو بداده در سحر از کف خویش بادهامناز رها کن ای صنم راست بگو که دادهامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1409اگلی نظمگرم درآ و دم مده باده بیار ای صنملابه بنده گوش کن گوش مخار ای صنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1411آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای تو بداده در سحر از کف خویش بادهامناز رها کن ای صنم راست بگو که دادهامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1409
اگلی نظمگرم درآ و دم مده باده بیار ای صنملابه بنده گوش کن گوش مخار ای صنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1411