رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 103غزل شمارهٔ 103شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: لاصنف: غزلصداکاران: نازنین بازیان و دیگرآڈیونازنین بازیانخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیونازنین بازیانخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل و جان را در این حضرت بپالاچو صافی شد رود صافی به بالا2نقل کریںاگر خواهی که ز آب صاف نوشیلب خود را به هر دردی میالا3نقل کریںاز این سیلاب درد او پاک ماندکه جانبازست و چست و بیمبالا4نقل کریںنپرد عقل جزوی زین عقیلهچو نبود عقل کل بر جزو لالا5نقل کریںنلرزد دست وقت زر شمردنچو بازرگان بداند قدر کالا6نقل کریںچه گرگینست وگر خارست این حرصکسی خود را بر این گرگین ممالا7نقل کریںچو شد ناسور بر گرگین چنین گرطلی سازش به ذکر حق تعالا8نقل کریںاگر خواهی که این در باز گرددسوی این در روان و بیملال آ9نقل کریںرها کن صدر و ناموس و تکبرمیان جان بجو صدر معلا10نقل کریںکلاه رفعت و تاج سلیمانبه هر کل کی رسد حاشا و کلا11نقل کریںخمش کردم سخن کوتاه خوشترکه این ساعت نمیگنجد علالا12نقل کریںجواب آن غزل که گفت شاعربقایی شاء لیس هم ارتحالا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسلیمانا بیار انگشتری رامطیع و بنده کن دیو و پری رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 102اگلی نظمخبر کن ای ستاره یار ما راکه دریابد دل خون خوار ما رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 104آڈیوصداکار منتخب کریںنازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور