رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 958غزل شمارهٔ 958شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اننمیایدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکدام لب که از او بوی جان نمیآیدکدام دل که در او آن نشان نمیآید2نقل کریںمثال اشتر هر ذرهای چه میخایداگر نواله از آن شهره خوان نمیآید3نقل کریںسگان طمع چپ و راست از چه میپویندچو بوی قلیه از آن دیگدان نمیآید4نقل کریںچراست پنجه شیران چو برگ گل لرزاناگر ز غیب به دلها سنان نمیآید5نقل کریںهزار بره و گرگ از چه روی هم علفندبه جان چو هیبت و بانگ شبان نمیآید6نقل کریںبرون گوش دو صد نعره جان همیشنودتو هوش دار چنین گر چنان نمیآید7نقل کریںدر این جهان کهن جان نو چرا رویدچو هر دمی مددی زان جهان نمیآید8نقل کریںبه دست خویش تو در چشم میفشانی خاکنه آن که صورت نو نو عیان نمیآید9نقل کریںشکسته قرن نگر صد هزار ذوالقرنینقرین بسیست که صاحب قران نمیآید10نقل کریںدهان و دست به آب وفا کی میشویدکه دم دمش می جان در دهان نمیآید11نقل کریںدو سه قدم به سوی باغ عشق کس ننهادکه صد سلامش از آن باغبان نمیآید12نقل کریںورای عشق هزاران هزار ایوان هستز عزت و عظمت در گمان نمیآید13نقل کریںبه هر دمی ز درونت ستارهای تابدکه هین مگو کاثری ز آسمان نمیآید14نقل کریںدهان ببند و دهان آفرین کند شرحشبه صورتی که تو را در زبان نمیآید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهزار جان مقدس فدای روی تو بادکه در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 957اگلی نظماگر دل از غم دنیا جدا توانی کردنشاط و عیش به باغ بقا توانی کردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 959آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهزار جان مقدس فدای روی تو بادکه در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 957
اگلی نظماگر دل از غم دنیا جدا توانی کردنشاط و عیش به باغ بقا توانی کردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 959