رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 747غزل شمارهٔ 747شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یکنیدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای طربناکان ز مطرب التماس می کنیدسوی عشرتها روید و میل بانگ نی کنید22نقل کریںشهسوار اسب شادیها شوید ای مقبلاناسب غم را در قدمهای طربها پی کنید33نقل کریںزان می صافی ز خم وحدتش ای باخودانعقل و هوش و عاقبت بینی همه لاشیء کنید44نقل کریںنوبهاری هست با صد رنگ گلزار و چمنترک سرد و خشک و ادباری ماه دی کنید55نقل کریںکشتگان خواهید دیدن سربریده جوق جوقایها العشاق مرتدید اگر هی هی کنید66نقل کریںسوی چینست آن بت چینی که طالب گشتهایداین چه عقلست این که هر دم قصد راه ری کنید77نقل کریںدر خرابات بقا اندر سماع گوش جانترک تکرار حروف ابجد و حطی کنید88نقل کریںاز شراب صرف باقی کاسه سر پر کنیدفرش عقل و عاقلی از بهر لله طی کنید99نقل کریںاز صفات باخودی بیرون شوید ای عاشقانخویشتن را محو دیدار جمال حی کنید1010نقل کریںبا شه تبریز شمس الدین خداوند شهانجان فدا دارید و تن قربان ز بهر وی کنید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردریدهمچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 746اگلی نظمفخر جمله ساقیانی ساغرت در کار بادچشم تو مخمور باد و جان ما خمار بادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 748◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبرنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردریدهمچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 746
اگلی نظمفخر جمله ساقیانی ساغرت در کار بادچشم تو مخمور باد و جان ما خمار بادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 748