شاعر: رومی
زمین
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 524
خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
سر مست گفته باشد من از این خبر ندارم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1624
دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
ز تو درشکست عهدم ز تو باد شد قرارم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1625