رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1799غزل شمارهٔ 1799شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: اکمنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر غیب پر، این سو مپر ای طایر چالاک منهم سوی پنهان خانه رو ای فکرت و ادراک من2نقل کریںعالم چه دارد جز دهل از عیدگاه عقل کل؟گردون چه دارد جز که که از خرمن افلاک من؟3نقل کریںمن زخم کردم بر دلت مرهم منه بر زخم منمن چاک کردم خرقهات بخیه مزن بر چاک من4نقل کریںدر من از این خوشتر نگر کآب حیاتم سر بهسرچندین گمان بد مبر ای خایف از اهلاک من5نقل کریںدریا نباشد قطرهای با ساحل دریای جانشادی نیرزد حبهای در همّت غمناک من6نقل کریںخرگوش و کبک و آهوان باشد شکار خسروانشیران نر بین سرنگون بربسته بر فتراک من7نقل کریںدلهای شیران خون شده صحرا ز خون گلگون شدهمجنونکنان مجنون شده از شاهد لولاک من8نقل کریںگر کاهلی باری بیا درکش یکی جام خداکوه احد جنبان شود برپرد از محراک من9نقل کریںجامی که تفش میزند بر آسمان بیسنددانی چه جوششها بود از جرعهاش بر خاک من10نقل کریںآن باده بر مغزت زند چشم و دلت روشن کندوانگه ببینی گوهری در جسم چون خاشاک من11نقل کریںعالم چو مرغی خفتهای بر بیضه پرچوژهایزان بیضه یابد پرورش بال و پر املاک من12نقل کریںروزی که مرغ از یک لگد از روی بیضه برجهدهفت آسمان فانی شود در نور بیضه پاک من13نقل کریںخری که او را نیست بن میگوید ای خاک کهندامن گشا گوهر ستان کی دیدهای امساک من؟14نقل کریںدر وهم ناید ذات من اندیشهها شد مات منجز احولی از احولی کی دم زند ز اشراک من؟15نقل کریںخامش که اندر خامشی غرقهتری در بیهشیگرچه دهان خوش میشود زین حرف چون مسواک من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای یار من، ای یار من، ای یار بیزنهار منای دلبر و دلدار من، ای محرم و غمخوار منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1798اگلی نظمهذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرینهذا معاد الغابرین نعم الرجا نعم المعینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1800آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای یار من، ای یار من، ای یار بیزنهار منای دلبر و دلدار من، ای محرم و غمخوار منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1798
اگلی نظمهذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرینهذا معاد الغابرین نعم الرجا نعم المعینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1800