رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2212غزل شمارهٔ 2212شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: ستاوصنف: غزلصداکاران: عندلیب، علی اسلامی مذهبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است اوبشکن خمار را سر که سر همه شکست او2نقل کریںبنواز نغمه تر به نشاط جام احمرصدفی است بحرپیما که در آورد به دست او3نقل کریںچو درآمد آن سمن بر در خانه بسته بهترکه پریر کرد حیله ز میان ما بجست او4نقل کریںچه بهانه گر بت است او چه بلا و آفت است اوبگشاید و بدزدد کمر هزار مست او5نقل کریںشدهایم آتشین پا که رویم مست آن جاتو برو نخست بنگر که کنون به خانه هست او6نقل کریںبه کسی نظر ندارد به جز آینه بت منکه ز عکس چهره خود شده است بت پرست او7نقل کریںهله ساقیا بیاور سوی من شراب احمرکه سری که مست شد او ز خیال ژاژ رست او8نقل کریںنه غم و نه غم پرستم ز غم زمانه رستمکه حریف او شدستم که در ستم ببست او9نقل کریںتو اگرچه سخت مستی برسان قدح به چستیمشکن تو شیشه گرچه دو هزار کف بخست او10نقل کریںقدحی رسان به جانم که برد به آسمانممدهم به دست فکرت که کشد به سوی پست او11نقل کریںتو نه نیک گو و نی بد بپذیر ساغر خودبد و نیک او بگوید که پناه هر بد است او◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان روکه خطا بود از این رو و صواب است از آن رورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2211اگلی نظمخنک آن جان که رود مست و خرامان بر اوبرهد از خر تن در سفر مصدر اورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2213آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلی اسلامی مذهبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان روکه خطا بود از این رو و صواب است از آن رورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2211
اگلی نظمخنک آن جان که رود مست و خرامان بر اوبرهد از خر تن در سفر مصدر اورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2213