صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 80

غزل شمارهٔ 80

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: ابیرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
11
امروز گزافی ده آن باده نابی را
برهم زن و درهم زن این چرخِ شَتابی را

Today give in full measure that pure wine; strike in utter confusion this hasty wheel of heaven.

22
گیرم قدحِ غیبی از دیده نهان آمد !
پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را

Even granted that the unseen bowl has come hidden from the eyes, it is not possible to conceal drunkenness and depravity.

33
ای عشق طرب پیشه خوش گفت خوش اندیشه
بربای نقاب از رخ، آن شاهِ نقابی را

Love, whose trade is joy, sweet of speech and sweet of thought, snatch now the veil from the face of that veiled king;

44
تا خیزد ای فرخ زین سو اخ و زان سو اخ
برکن هله ای گلرخ سغراق و شرابی را

Auspicious one, that cries of exultation may arise from this side and that, ho, fill up, rosy of cheek, flagon and bowl.

55
گر زان که نمی‌خواهی تا جلوه شود گلشن
از بهر چه بگشادی دکان گلابی را

If you do not wish the rosebower to be disclosed, why did you open the rosewater shop?

66
ما را چو ز سر بردی وین جوی روان کردی
در آب فکن زوتر بط‌زاده‌ی آبی را

Having robbed us of our senses and set this river flowing, fling into the water with all speed the water-duckling.

77
ماییم چو کشت ای جان بررسته در این میدان
لب خشک و به جان جویان باران سحابی را

O soul, we are as corn sprung in this expanse, dry of lip and seeking with our lives the cloud-borne rain.

88
هر سوی رسولی نو گوید که نیابی رو
لاحول بزن بر سر آن زاغِ غرابی را

On every side a new messenger declares, “You will never find; depart!” Cry “God forfend” against that ill-omened crow.

99
ای فتنه‌ی هر روحی، کیسه‌بُر هر جوحی
دزدیده رباب از کف بوبکرِ ربابی را

Riot-provoker of every spirit, purse-robber of every Goha, filching the rebeck from the hand of B¯u Bakr the Lutanist,

1010
امروز چنان خواهم تا مست و خرف سازی
این جان محدث را وان عقل خطابی را

Today I desire that you should intoxicate and craze this chatterbox soul, that wordy reason.

1111
ای آب حیات ما شو فاش چو حشر ار چه
شیر شترِ گرگین جانست عَرابی را

Water of life to us, become manifest as the resurrection, what though the milk of the scabby camel is life to the bedouin.

1212
ای جاه و جمالت خوَش خامش کن و دم درکَش
آگاه مکن از ما هر غافل خوابی را

Very lovely is your majesty and beauty; be silent and hold your breath, make not aware of us every heedless one drowned in slumber.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را

ای خواجه نمی‌بینی این خوش قد و قامت را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 79

اگلی نظم

ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را

آن راه زن دل را آن راه بر دین را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 81

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را

درده می ربّانی‌ دل‌های کبابی را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 78

در آب فکن ساقی بط زاده آبی را

بشتاب و شتاب اولی مستان شبابی را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 91

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00