رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1960غزل شمارهٔ 1960شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ورکنہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآفتابا بار دیگر خانه را پرنور کندوستان را شاد گردان دشمنان را کور کن22نقل کریںاز پس کوهی برآ و سنگها را لعل سازبار دیگر غورهها را پخته و انگور کن33نقل کریںآفتابا بار دیگر باغ را سرسبز کندشت را و کشت را پرحله و پرحور کن44نقل کریںای طبیب عاشقان و ای چراغ آسمانعاشقان را دستگیر و چاره رنجور کن55نقل کریںاین چنین روی چو مه در زیر ابر انصاف نیستساعتی این ابر را از پیش آن مه دور کن66نقل کریںگر جهان پرنور خواهی دست از رو بازگیرور جهان تاریک خواهی روی را مستور کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زنزلف او دعوی کند کاینک رسن بازی رسنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1959اگلی نظمنوبهارا جان مایی جانها را تازه کنباغها را بشکفان و کشتها را تازه کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1961◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کنچون چراغ روز، گل را در نظر بی نور کنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6068◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمروی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زنزلف او دعوی کند کاینک رسن بازی رسنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1959
اگلی نظمنوبهارا جان مایی جانها را تازه کنباغها را بشکفان و کشتها را تازه کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1961
زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کنچون چراغ روز، گل را در نظر بی نور کنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6068