رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 966غزل شمارهٔ 966شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: وننمیخسبدصنف: غزلصداکاران: عندلیب، نازنین بازیانآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدیده خون گشت و خون نمیخسبددل من از جنون نمیخسبد2نقل کریںمرغ و ماهی ز من شده خیرهکاین شب و روز چون نمیخسبد3نقل کریںپیش از این در عجب همیبودمکآسمان نگون نمیخسبد4نقل کریںآسمان خود کنون ز من خیره استکه چرا این زبون نمیخسبد5نقل کریںعشق بر من فسون اعظم خواندجان شنید آن فسون نمیخسبد6نقل کریںاین یقینم شدست پیش از مرگکز بدن جان برون نمیخسبد7نقل کریںهین خمش کن به اصل راجع شودیده راجعون نمیخسبد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل گردون خلل کند چو مه تو نهان شودچو رسد تیر غمزهات همه قدها کمان شودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 965اگلی نظمرسم نو بین که شهریار نهادقبله مان سوی شهر یار نهادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 967آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل گردون خلل کند چو مه تو نهان شودچو رسد تیر غمزهات همه قدها کمان شودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 965