رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2248غزل شمارهٔ 2248شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: تاوہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن آن نیم که بگویم حدیث نعمت اوکه مست و بیخودم از چاشنی محنت او2نقل کریںاگر چو چنگ بزارم از او شکایت نیستکه همچو چنگم من بر کنار رحمت او3نقل کریںز من نباشد اگر پردهای بگردانمکه هر رگم متعلق بود به ضربت او4نقل کریںاگر چه قند ندارم چو نی نوا دارماز آنک بر لب فضلش چشم ز شربت او5نقل کریںکنون که نوبت خشم است لطف از این دست استچگونه باشد چون دررسم به نوبت او6نقل کریںاگر بدزدم من ز آفتاب ننگی نیستچه ننگ باشد مر لعل را ز زینت او7نقل کریںوگر چو لعل ندزدم ز آفتاب کمالگذر ز طینت خود چون کنم به طینت او8نقل کریںنه لولیان سیاه دو چشم دزد ویندهمیکشند نهان نور از بصیرت او9نقل کریںز آدمی چو بدزدی به کم قناعت کنکه شح نفس قرین است با جبلت او10نقل کریںاز او مدزد به جز گوهر زمانه بهااگر تو واقفی از لطف و از سریرت او11نقل کریںکه نیست قهر خدا را به جز ز دزد خسیسکه سوی کاله فانی بود عزیمت او12نقل کریںدریغ شرح نگشت و ز شرح میترسمکه تیغ شرع برهنهست در شریعت او13نقل کریںگمان برد که مگر جرم او طمع بودهستنه بلک خس طمعی بود آن جریمت او◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا اگر تو نیابی به پیش یار بجودر آن بهشت و گلستان و سبزه زار بجورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2247اگلی نظمبه وقت خواب بگیری مرا که هین برگوچو اشتهای سماعت بود بگهتر گورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2249زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبه جان پیر خرابات و حق صحبت اوکه نیست در سر من جز هوای خدمت اوحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 405آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممرا اگر تو نیابی به پیش یار بجودر آن بهشت و گلستان و سبزه زار بجورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2247
اگلی نظمبه وقت خواب بگیری مرا که هین برگوچو اشتهای سماعت بود بگهتر گورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2249