شاعر: رومی
زمین
با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
خاصه که در گشاید و گوید «خواجه اندرآ»
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 45
ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
در رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 47
گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا
تا که بهارِ جانها تازه کُند دل تو را
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 51