رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2134غزل شمارهٔ 2134شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: نگشوہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شواز جنگ میترسانیم گر جنگ شد گو جنگ شو2نقل کریںماییم مست ایزدی زان بادههای سرمدیتو عاقلی و فاضلی دربند نام و ننگ شو3نقل کریںرفتیم سوی شاه دین با جامههای کاغذینتو عاشق نقش آمدی همچون قلم در رنگ شو4نقل کریںدر عشق جانان جان بده بیعشق نگشاید گرهای روح این جا مست شو وی عقل این جا دنگ شو5نقل کریںشد روم مست روی او شد زنگ مست موی اوخواهی به سوی روم رو خواهی به سوی زنگ شو6نقل کریںدر دوغ او افتادهای خود تو ز عشقش زادهایزین بت خلاصی نیستت خواهی به صد فرسنگ شو7نقل کریںگر کافری میجویدت ورمؤمنی میشویدتاین گو برو صدیق شو و آن گو برو افرنگ شو8نقل کریںچشم تو وقف باغ او گوش تو وقف لاغ اواز دخل او چون نخل شو وز نخل او آونگ شو9نقل کریںهم چرخ قوس تیر او هم آب در تدبیر اوگر راستی رو تیر شو ور کژروی خرچنگ شو10نقل کریںملکی است او را زفت و خوش هر گونه ای میبایدشخواهی عقیق و لعل شو خواهی کلوخ و سنگ شو11نقل کریںگر لعل و گر سنگی هلا می غلت در سیل بلابا سیل سوی بحر رو مهمان عشق شنگ شو12نقل کریںبحری است چون آب خضر گر پر خوری نبود مضرگر آب دریا کم شود آنگه برو دلتنگ شو13نقل کریںمیباش همچون ماهیان در بحر آیان و روانگر یاد خشکی آیدت از بحر سوی گنگ شو14نقل کریںگه بر لبت لب مینهد گه بر کنارت مینهدچون آن کند رو نای شو چون این کند رو چنگ شو15نقل کریںهر چند دشمن نیستش هر سو یکی مستیستشمستان او را جام شو بر دشمنان سرهنگ شو16نقل کریںسودای تنهایی مپز در خانه خلوت مخزشد روز عرض عاشقان پیش آ و پیش آهنگ شو17نقل کریںآن کس بود محتاج می کو غافل است از باغ ویباغ پرانگور ویی گه باده شو گه بنگ شو18نقل کریںخاموش همچون مریمی تا دم زند عیسی دمیکت گفت کاندر مشغله یار خران عنگ شو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شوبیزار شو بیزار شو وز خویش هم بیزار شورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2133اگلی نظمای شعشعه نور فلق در قبه مینای توپیمانه خون شفق پنگان خون پیمای تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2135زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای پرفشان گرد نفس چندی شرار سنگ شوناقدردان راحتی بر خود زبان ننگ شوبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2591چون شبنم روشن گهر با خار و گل یکرنگ شوبگذار رعنایی ز سر بیزار از نیرنگ شوصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6552آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبعلی اسلامی مذهبنازنین بازیانفتانه صانعیمروارید رضاییآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شوبیزار شو بیزار شو وز خویش هم بیزار شورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2133
اگلی نظمای شعشعه نور فلق در قبه مینای توپیمانه خون شفق پنگان خون پیمای تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2135
ای پرفشان گرد نفس چندی شرار سنگ شوناقدردان راحتی بر خود زبان ننگ شوبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2591
چون شبنم روشن گهر با خار و گل یکرنگ شوبگذار رعنایی ز سر بیزار از نیرنگ شوصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6552