رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 658غزل شمارهٔ 658شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: منگرددہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبگو دل را که گرد غم نگرددازیرا غم به خوردن کم نگردد2نقل کریںنبات آب و گل جمله غم آمدکه سور او به جز ماتم نگردد3نقل کریںمگرد ای مرغ دل پیرامن غمکه در غم پر و پا محکم نگردد4نقل کریںدل اندر بیغمی پری بیابدکه دیگر گرد این عالم نگردد5نقل کریںدلا این تن عدو کهنه تستعدو کهنه خال و عم نگردد6نقل کریںدلا سر سخت کن کم کن ملولیملول اسرار را محرم نگردد7نقل کریںچو ماهی باش در دریای معنیکه جز با آب خوش همدم نگردد8نقل کریںملالی نیست ماهی را ز دریاکه بیدریا خود او خرم نگردد9نقل کریںیکی دریاست در عالم نهانیکه در وی جز بنی آدم نگردد10نقل کریںز حیوان تا که مردم وانبرددرون آب حیوان هم نگردد11نقل کریںخموش از حرف زیرا مرد معنیبگرد حرف لا و لم نگردد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر یک سر موی از رخ تو روی نمایدبر روی زمین خرقه و زنار نماندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 657اگلی نظمدلم امروز خوی یار داردهوای روی چون گلنار داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 659زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدلی دارم که گرد غم نگرددمیی دارم که هرگز کم نگرددرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 664آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر یک سر موی از رخ تو روی نمایدبر روی زمین خرقه و زنار نماندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 657