رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1470غزل شمارهٔ 1470شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ویمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجانم به فدا بادا آن را که نمیگویمآن روز سیه بادا کو را بنمیجویم22نقل کریںیک باره شوم رسوا در شهر اگر فردامن بر در دل باشم او آید در کویم33نقل کریںگفتم صنم مه رو گه گاه مرا میجوکز درد به خون دل رخساره همیشویم44نقل کریںگفتا که تو را جستم در خانه نبودی تویا رب که چنین بهتان می گوید در رویم55نقل کریںیک روز غزل گویان والله سپارم جانزیرا که چو مو شد جان از بس که همیمویم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهمبا چشم تو می گویم من مست چنین خواهمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1469اگلی نظممخمورم پرخواره اندازه نمیدانمجز شیوه آن غمزه غمازه نمیدانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1471◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهمبا چشم تو می گویم من مست چنین خواهمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1469
اگلی نظممخمورم پرخواره اندازه نمیدانمجز شیوه آن غمزه غمازه نمیدانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1471