صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2820

غزل شمارهٔ 2820

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

قافیہ: یدی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
11
چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی
چو ز شهر تو برفتم به وداعیم ندیدی

When I reached your city you withdrew into a corner from me; when I left your city you did not give me a good-bye glance.

22
تو اگر لطف گزینی و اگر بر سر کینی
همه آسایش جانی همه آرایش عیدی

Whether you choose kindness or incline to rancor, you are all the soul’s ease, you are all the feast’s decoration.

33
سبب غیرت توست آنک نهانی و اگر نی
همه خورشید عیانی که ز هر ذره پدیدی

The cause of your jealousy is that you are hidden, otherwise you are evident as the sun, for you are manifest through every mote.

44
تو اگر گوشه بگیری تو جگرگوشه و میری
و اگر پرده دری تو همه را پرده دریدی

If you choose to be in a corner, you are darling of the heart and a prince; and if you rend the veil, you have rent the veils of all.

55
دل کفر از تو مشوش سر ایمان به مِی ‌ات خوش
همه را هوش ربودی همه را گوش کشیدی

The heart of unbelief by you is confounded, the heart of faith by your wine is happy; you have robbed all of their sense, you have pulled the ears of all.

66
همه گل‌ها گرو دی همه سرها گرو می
تو هم این را و هم آن را ز کف مرگ خریدی

All roses are a prey to December, all heads in pawn to wine; you have redeemed both these and those from the hand of death.

77
چو وفا نبود در گل چو رهی نیست سوی کل
همه بر توست توکل که عمادی و عمیدی

Since there is no constancy in the rose, since there is no way to the rose, on you only is trust to be put; you are the stay and support.

88
اگر از چهره یوسف نفری کف ببریدند
تو دو صد یوسف جان را ز دل و عقل بریدی

If a few have cut their hands on account of Joseph’s face, you have deprived two hundred Josephs of the spirit of heart and reason.

99
ز پلیدی و ز خونی تو کنی صورت شخصی
که گریزد به دو فرسنگ وی از بوی پلیدی

You fashion the form of a person from filth and blood, that he may flee two parsangs from the odor of foulness.

1010
کنیش طعمه خاکی که شود سبزه پاکی
برهد او ز نجاست چو در او روح دمیدی

You make him a morsel of dust to become pure herbage—he escapes from foulness when you have breathed spirit into him.

1111
هله ای دل به سما رو به چراگاه خدا رو
به چراگاه ستوران چو یکی چند چریدی

Come, heart, go to heaven, go to God’s pasture, since you have grazed awhile in the pasture of cattle.

1212
تو همه طمع بر آن نه که در او نیست امیدت
که ز نومیدی اول تو بدین سوی رسیدی

Set all your desire on that of which you have no hope, for out of original hopelessness you have reached thus far.

1313
تو خمش کن که خداوند سخن بخش بگوید
که همو ساخت در قفل و همو کرد کلیدی

Be silent, that the lord who bestows words may speak; for He made the door and the lock, and He also made a key.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اگر او ماه منستی شب من روز شدستی

اگر او همرهمستی همه را راه زدستی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2819

اگلی نظم

تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری

تو یکی شهر بزرگی نه یکی بلکه هزاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2821

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نجس ار پیرهن شبلی و معروف بپوشد

همه دانند که از سگ نتوان شست پلیدی

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 200

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00