رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2939غزل شمارهٔ 2939شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: وسیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسیشادی هر مسلمان کوری هر فسوسی2نقل کریںهر روز خطبهای نو هر شام گردکی نوهر دم نثار گوهر نی قبضه فلوسی3نقل کریںعشقی است سخت زیبا فقری است پای برجابر آسمان نهی پا گر دست این دو بوسی4نقل کریںجانی است چون چراغی در زیر طشت قالبکرد به پیش نورش خورشید چاپلوسی5نقل کریںصد گونه رخت دارد صد تخت و بخت داردتختش ز رفعت آمد نی تخت آبنوسی6نقل کریںرختش ز نور مطلق در تخته جامه حقنی بارگیر سیسی نی جامههای سوسی7نقل کریںاز ذوق آتش دل وز سوزش خوش دلآتش پرست گشتم اما نیم مجوسی8نقل کریںروزی دو همره آمد جان غریب با تنچون مرغزی و رازی چون مغربی و طوسی9نقل کریںپرویزن است عالم ما همچو آرد در ویگر بگذری تو صافی ور نگذری سبوسی10نقل کریںهر روز بر دکانها بازار این خسان بینای خام پیش ما آ کتان ماست روسی11نقل کریںبشکن سبوی قالب ساغر ستان لبالبتا چند کاسه لیسی تا کی زبون لوسی12نقل کریںدستور میدهی تا گویم تمام این راتا شرق و غرب گیرد اقبال بینحوسی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن مه چو در دل آید او را عجب شناسیدر دل چگونه آید از راه بیقیاسیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2938اگلی نظمچون زخمه رجا را بر تار میکشانیکاهل روان ره را در کار میکشانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2940آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن مه چو در دل آید او را عجب شناسیدر دل چگونه آید از راه بیقیاسیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2938
اگلی نظمچون زخمه رجا را بر تار میکشانیکاهل روان ره را در کار میکشانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2940