رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1833غزل شمارهٔ 1833شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ارجانصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآمدهام به عذر تو ای طرب و قرار جانعفو نما و درگذر از گنه و عثار جان2نقل کریںنیست به جز رضای تو قفل گشای عقل و دلنیست به جز هوای تو قبله و افتخار جان3نقل کریںسوخته شد ز هجر تو گلشن و کشت زار منزنده کنش به فضل خود ای دم تو بهار جان4نقل کریںبی لب می فروش تو کی شکند خمار دلبی خم ابروی کژت راست نگشت کار جان5نقل کریںاز تو چو مشرقی شود روشن پشت و روی دلبر چو تو دلبری سزد هر نفسی نثار جان6نقل کریںتافتن شعاع تو در سر روزن دلیتبصره خرد بود هر دم اعتبار جان7نقل کریںاز غم دوری لقا راه حبیب طی شوددر ره و منهج خدا هست خدای یار جان8نقل کریںگلبن روی غیبیان چون برسد بدیدهایاز گل سرخ پر شود بیچمنی کنار جان9نقل کریںلاف زدم که هست او همدم و یار غار منیار منی تو بیگمان خیز بیا به غار جان10نقل کریںگفت اناالحق و بشد دل سوی دار امتحانآن دم پای دار شد دولت پایدار جان11نقل کریںباغ که بیتو سبز شد دی بدهد سزای اوجان که جز از تو زنده شد نیست وی از شمار جان12نقل کریںدانه نمود دام تو در نظر شکار دلخانه گرفت عشق تو ناگه در جوار جان13نقل کریںنیم حدیث گفته شد نیم دگر مگو خمششهره کند حدیث را بر همه شهریار جان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممانده شدهست گوش من از پی انتظار آنکز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1832اگلی نظمعید نمای عید را ای تو هلال عید منگوش بمال ماه را ای مه ناپدید منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1834آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممانده شدهست گوش من از پی انتظار آنکز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1832
اگلی نظمعید نمای عید را ای تو هلال عید منگوش بمال ماه را ای مه ناپدید منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1834