رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1070غزل شمارهٔ 1070شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اییسیرسیرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیربیرقیبش دادمی من بوسههایی سیر سیر2نقل کریںبس خطاها کردهام دزدیده لیکن آرزوستبا لب ترک خطا روزی خطایی سیر سیر3نقل کریںتا یکی عشرت ببیند چرخ کاو هرگز ندیدعشرت کدبانوی با کدخدایی سیر سیر4نقل کریںیک به یک بیگانگان را از میان بیرون کنیدتا کنارم گیرد آن دم آشنایی سیر سیر5نقل کریںدست او گیرم به میدان اندرآیم پایکوبمیزنم زان دست با او دست و پایی سیر سیر6نقل کریںای خوشا روزی که بگشاید قبا را بند بندتا کشم او را برهنه بیقبایی سیر سیر7نقل کریںدر فراق شمس تبریزی از آن کاهید تنتا فزاید جانها را جانفزایی سیر سیر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیرگر سماع منکران اندر نگیرد گو مگیررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1069اگلی نظممعده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیرخواب آمد چشم پر شد کآنچ میجُستی بگیررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1071آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیرگر سماع منکران اندر نگیرد گو مگیررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1069
اگلی نظممعده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیرخواب آمد چشم پر شد کآنچ میجُستی بگیررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1071