رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 22غزل شمارهٔ 22شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: نگهاہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: علی اسلامی مذهب و دیگرآڈیوعلی اسلامی مذهبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعلی اسلامی مذهبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگهاتا برکنم از آینه هر منکری من زنگها22نقل کریںبر مرکب عشق تو دل میراند و این مرکبشدر هر قدم میبگذرد زان سوی جان فرسنگها33نقل کریںبنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتیتا بر سر سنگیندلان از عرش بارد سنگها44نقل کریںبا این چنین تابانیات دانی چرا منکر شدند ؟کاین دولت و اقبال را باشد از ایشان ننگها55نقل کریںگر نی که کورندی چنین آخر بدیدندی چنانآن سو هزاران جان ز مه چون اختران آونگها66نقل کریںچون از نشاط نور تو کوران همی بینا شوندتا از خوشی راه تو رهوار گردد لنگها77نقل کریںاما چو اندر راه تو ناگاه بیخود میشودهر عقل زیرا رسته شد در سبزه زارت بنگها88نقل کریںزین رو همیبینم کسان نالان چو نی وز دل تهیزین رو دو صد سرو روان خم شد ز غم چون چنگها99نقل کریںزین رو هزاران کاروان بشکسته شد از ره روانزین ره بسی کشتی پر بشکسته شد بر گنگها1010نقل کریںاشکستگان را جانها بستهست بر اومید توتا دانش بیحد تو پیدا کند فرهنگها1111نقل کریںتا قهر را برهم زند آن لطف اندر لطف توتا صلح گیرد هر طرف تا محو گردد جنگها1212نقل کریںتا جَستنی نوعی دگر ره رفتنی طرزی دگرپیدا شود در هر جگر در سلسله آهنگها1313نقل کریںوز دعوت جذب خوشی آن شمس تبریزی شودهر ذره انگیزندهای هر موی چون سرهنگها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو رااز زعفران روی من رو میبگردانی چرارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 21اگلی نظمچون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مهاکز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 23◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدارند اگر سررشتهای در کف به ظاهر چنگهادر پنجه مطرب بود سررشته آهنگهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 842◆آڈیوصداکار منتخب کریںعلی اسلامی مذهبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبآرش خیرآبادیسیده سحر حسینیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو رااز زعفران روی من رو میبگردانی چرارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 21
اگلی نظمچون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مهاکز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 23
دارند اگر سررشتهای در کف به ظاهر چنگهادر پنجه مطرب بود سررشته آهنگهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 842