رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1617غزل شمارهٔ 1617شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: ارمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبت بینقش و نگارم جز تو من یار ندارمتوی آرام دل من مبر ای دوست قرارم2نقل کریںز جفای تو حزینم جز عشقت نگزینمهوسی نیست جز اینم جز از این کار ندارم3نقل کریںتو به رخسار چو ماهی چه لطیفی و چه شاهیتو مرا پشت و پناهی ز تو آراسته کارم4نقل کریںجز عشقت نپذیرم جز زلف تو نگیرمکه در این عهد چو تیرم که بر این چنگ چو تارم5نقل کریںتن ما را همه جان کن همه را گوهر کان کنز طرب چشمه روان کن به سوی باغ و بهارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانمچو برویید نباتش چو شکر بست زبانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1616اگلی نظمعلم عشق برآمد برهانم ز زحیرمبه لب چشمه حیوان بکشم پای بمیرمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1618آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانمچو برویید نباتش چو شکر بست زبانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1616
اگلی نظمعلم عشق برآمد برهانم ز زحیرمبه لب چشمه حیوان بکشم پای بمیرمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1618