رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1247غزل شمارهٔ 1247شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ونخویشصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویشخون انگوری نخورده باده شان هم خون خویش2نقل کریںهر کسی اندر جهان مجنون لیلیّی شدندعارفان لیلیِّ خویش و دم به دم مجنون خویش3نقل کریںساعتی میزان آنی ساعتی موزون اینبعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش4نقل کریںگر تو فرعون منی از مصر تن بیرون کنیدر درون حالی ببینی موسی و هارون خویش5نقل کریںلنگری از گنج مادون بستهای بر پای جانتا فروتر میروی هر روز با قارون خویش6نقل کریںیونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشقگفتمش چونی جوابم داد بر قانون خویش7نقل کریںگفت بودم اندر این دریا غذای ماهییپس چو حرف نون خمیدم تا شدم ذاالنون خویش8نقل کریںزین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذرچون ز چونی دم زند آن کس که شد بیچون خویش؟ 9نقل کریںباده غمگینان خورند و ما ز می خوش دلتریمرو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش10نقل کریںخون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلالهر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش11نقل کریںباده گلگونهست بر رخسار بیماران غمما خوش از رنگ خودیم و چهره گلگون خویش12نقل کریںمن نیم موقوف نفخ صور همچون مردگانهر زمانم عشق جانی میدهد ز افسون خویش13نقل کریںدر بهشت استبرق سبزست و خلخال و حریرعشق نقدم میدهد از اطلس و اکسون خویش14نقل کریںدی منجم گفت دیدم طالعی داری تو سعدگفتمش آری ولیک از ماه روزافزون خویش15نقل کریںمه که باشد با مه ما کز جمال و طالعشنحس اکبر سعد اکبر گشت بر گردون خویش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش رفتم در میان مجلس سلطان خویشبر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1246اگلی نظمساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باشساقی دیوانگانی همچو می دیوانه باشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1248آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیافسر آریاحسین رستگارامیرحسین بذرافشانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش رفتم در میان مجلس سلطان خویشبر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1246
اگلی نظمساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باشساقی دیوانگانی همچو می دیوانه باشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1248