رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2177غزل شمارهٔ 2177شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: اراوصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فتانه صانعیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخزان عاشقان را نوبهار اوروان ره روان را افتخار او2نقل کریںهمه گردن کشان شیردل راکشیده سوی خود بیاختیار او3نقل کریںقطار شیر میبینم چو اشتربه بینیشان درآورده مهار او4نقل کریںمهارش آنک حاجتمندشان کردز خوف و حرصشان کرده نزار او5نقل کریںگران جانتر ز عنصرها نه خاک استسبک کرد و ببرد از وی قرار او6نقل کریںاز آب و آتش و از باد این خاکسبکتر شد چو برد از وی وقار او7نقل کریںبه خاک آن هر سه عنصر را کند صیدبه گردون میکند آهو شکار او8نقل کریںیکی کاهل نخواهد رست از ویکه یک یک را کند دربند کار او9نقل کریںز خاک تیره کاهلتر نباشیبه زیر دم او بنهاد خار او10نقل کریںعصا زد بر سر دریا که برجهبرآورد از دل دریا غبار او11نقل کریںعصا را گفت بگذار این عصاییهمیپیچد بر خود همچو مار او12نقل کریںبرآرد مطبخ معده بخاریبسازد جان و حسی زان بخار او13نقل کریںز تف دل دگر جانی بسازدکه تا دارد از آن جان ننگ و عار او14نقل کریںزهی غیرت که بر خود دارد آن شهکه سلطان هم وی است و پرده دار او15نقل کریںزهی عشقی که دارد بر کفی خاککه گاهش گل کند گه لاله زار او16نقل کریںکند با او به هر دم یک صفت یارز جمله بسکلد در اضطرار او17نقل کریںکه تا داند که آنها بیوفااندبداند قدر این بگزیده یار او18نقل کریںعجایب یار غاری گردد او راکه یار او باشد و هم یار غار او19نقل کریںزبان بربند و بگشا چشم عبرتکه بگشادهست راه اعتبار او◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن دلبر عیار جگرخواره ما کوآن خسرو شیرین شکرپاره ما کورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2176اگلی نظمتو کمترخوارهای هشیار میرومیان کژروان رهوار میرورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2178آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفتانه صانعیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور