رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2297غزل شمارهٔ 2297شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ستاندیشهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشهمیان بگشاد اسرار و میان بربست اندیشه2نقل کریںبه پیش جان درآمد دل که اندر خود مکن منزلگران جان دید مر جان را سبک برجست اندیشه3نقل کریںرسید از عشق جاسوسش که بسم الله زمین بوسشدر این اندیشه بیخود شد به حق پیوست اندیشه4نقل کریںخرابات بتان درشد حریف رطل و ساغر شدهمه غیبش مصور شد زهی سرمست اندیشه5نقل کریںبرست او از خوداندیشی چنان آمد ز بیخویشیکه از هر کس همیپرسد عجب خود هست اندیشه6نقل کریںفلک از خوف دل کم زد دو دست خویش بر هم زدکه از من کس نرست آخر چگونه رست اندیشه7نقل کریںچنین اندیشه را هر کس نهد دامی به پیش و پسگمان دارد که درگنجد به دام و شست اندیشه8نقل کریںچو هر نقشی که میجوید ز اندیشه همیرویدتو مر هر نقش را مپرست و خود بپرست اندیشه9نقل کریںجواهر جمله ساکن بد همه همچون اماکن بدشکافید این جواهر را و بیرون جست اندیشه10نقل کریںجهان کهنه را بنگر گهی فربه گهی لاغرکه درد کهنه زان دارد که نوزاد است اندیشه11نقل کریںکه درد زه ازان دارد که تا شه زادهای زایدنتیجه سربلند آمد چو شد سربست اندیشه12نقل کریںچو دل از غم رسول آمد بر دل جبرئیل آمدچو مریم از دو صد عیسی شدهست آبست اندیشه13نقل کریںچو شهد شمس تبریزی فزاید در مزاجم خوناز آن چون زخم فصادی رگ دل خست اندیشه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازهمثال حسن و احسانت برون از حد و اندازهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2296اگلی نظمزهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانهزهی یغما که میآرد شه قفجاق ترکانهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2298آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازهمثال حسن و احسانت برون از حد و اندازهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2296
اگلی نظمزهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانهزهی یغما که میآرد شه قفجاق ترکانهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2298