رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2441غزل شمارهٔ 2441شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: انراساعتیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآخر مراعاتی بکن مر بیدلان را ساعتیای ماه رو تشریف ده مر آسمان را ساعتی22نقل کریںای آن که هستت در سخن مستی میهای کهندلداریی تلقین بکن مر ترجمان را ساعتی33نقل کریںتن چون کمانم دل چو زه ای جان کمان بر چرخ نهسوی فراز چرخ نه آن نردبان را ساعتی44نقل کریںپیر از غمت هر جا فتی زان پیش کید آفتیبنما که بینم دولتی بس جاودان را ساعتی55نقل کریںای از کفت دریا نمیمحروم کردی محرمیدر خواب کن جانا دمی مر پاسبان را ساعتی66نقل کریںعشقت می بیچون دهد در می همه افیون نهدمستت نشانی چون دهد آن بینشان را ساعتی77نقل کریںاز رخ جهان پرنور کن چشم فلک مخمور کناز جان عالم دور کن این اندهان را ساعتی88نقل کریںای صد درج خوشتر ز جان وصف تو ناید در زبانالا که صوفی گوید آن پیش آر آن را ساعتی99نقل کریںاستغفرالله ای خرد صوفی بدو کی ره بردهر مرغ زان سو کی پرد درکش زبان را ساعتی1010نقل کریںای کرده مه دراعه شق از عشقت ای خورشید حقاز بهر لعلش ای شفق بگذار کان را ساعتی1111نقل کریںجز عشق او در دل مکن تدبیر بیحاصل مکناندر مکان منزل مکن لا کن مکان را ساعتی1212نقل کریںای امنها در خوف تو ای ساکنی در طوف توجان داده طمع سوف تو امن و امان را ساعتی1313نقل کریںبنگر در این فریاد کن آخر وفا هم یاد کنبرتاب شاها داد کن این سو عنان را ساعتی1414نقل کریںیک دم بدین سو رای کن جان را تو شکرخای کندر دیده ما جای کن نور عیان را ساعتی1515نقل کریںتیرم چو قصد جه کنم پرم بده تا به کنمابرو نما تا زه کنم من آن کمان را ساعتی1616نقل کریںای زاغ هجران تهی چون زاغ از من کی رهیکی گوید آن نور شهی خواهم فلان را ساعتی1717نقل کریںای نفس شیر شیررگ چون یافتی زان عشق تکانداز تو در پیش سگ این لوت و خوان را ساعتی1818نقل کریںای از می جان بیخبر تا چند لافی از هنرافکن تو در قعر سقر آن دام نان را ساعتی1919نقل کریںکو شهریار این زمن مخدوم شمس الدین منتبریز خدمت کن به تن آن شه نشان را ساعتی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختیمانند شیر و انگبین با بندگان آمیختیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2440اگلی نظمبانگی عجب از آسمان در میرسد هر ساعتیمینشنود آن بانگ را الا که صاحب حالتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2442◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختیمانند شیر و انگبین با بندگان آمیختیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2440
اگلی نظمبانگی عجب از آسمان در میرسد هر ساعتیمینشنود آن بانگ را الا که صاحب حالتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2442