صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2303

غزل شمارهٔ 2303

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: رده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
11
ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
در قعر چنین چاهی ناخورده و نابرده

Suddenly, having eaten nothing and taken away nothing, I fell from the garden palace and pavilion into the depths of such a well.

22
دنیا نبود عیدم من زشتی او دیدم
گلگونه نهد بر رو آن روسپی زرده

The world was no festival for me; I beheld its ugliness, that yellow wanton puts rouge on her face.

33
گلگونه چه آراید آن خاربن بد را
آن خار فرورفته در هر جگر و گرده

How does rouge beautify that thorn of evil root? That thorn which has sunk into every liver and kidney?

44
با تارک گل آمد موبند فروهشته
ابروی خود از وسمه آن کور سیه کرده

She came, that blind crone, with a crown of roses, her black ribbon let loose, having blackened her eyebrows with indigo.

55
منگر تو به خلخالش ساق سیهش را بین
خوش آید شب بازی لیک از سپس پرده

Look not at her anklets, regard her black legs; puppetry is very pretty—when behind a screen!

66
رو دست بشو از وی ای صوفی روشسته
دل را بستر از وی ای مرد سراسترده

Go, wash your hands of her, Sufiof well-washed face; shave your heart of her, man of the shaven head!

77
بدبخت و گران جانی کو بخت از او جوید
دربند بزرگی شد می‌سوزد چون خرده

Unlucky and heavy of soul is he who seeks fortune from her; he is gone in bondage to greatness, and burns like a chip.

88
فریاد رس ای جانان ما را ز گران جانان
ای از عدمی ما را در چرخ درآورده

Come to our aid, Beloved, amongst the heavy-hearted, you who brought us into this wheel out of nonexistence.

99
خاموش سخن می‌ران زان خوش دم بی‌پایان
تا چند سخن سازی تو زین دم بشمرده

Silence! Speak only of that infinite one of sweet breath; how long will you make discourse of these numbered breaths?

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هشیار شدم ساقی دستار به من واده

یا مشک سقا پر کن یا مشک به سقا ده

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2302

اگلی نظم

هر روز پری زادی از سوی سراپرده

ما را و حریفان را در چرخ درآورده

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2304

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر روز پری زادی از سوی سراپرده

ما را و حریفان را در چرخ درآورده

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2304

کی باشد من با تو باده به گرو خورده

تو برده و من مانده من خرقه گرو کرده

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2305

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00