رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1062غزل شمارهٔ 1062شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یدهگیرہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیرچون حدیث تو نباشد سر سر بشنیده گیر22نقل کریںای که در خوابت ندیده آدم و ذریتشاز کی پرسم وصف حسنت از همه پرسیده گیر33نقل کریںچون نباشم در وصالت ای ز بینایان نهاندر بهشت و حور و دولت تا ابد باشیده گیر44نقل کریںچون نبینم خشم و ناز شکرینت هر دمیبر سر شاهان معنی مر مرا نازیده گیر55نقل کریںچونک ابر هجر تو ماه تو را پوشیده کردصد هزاران در و گوهر بر سرم باریده گیر66نقل کریںچونک مستان را نباشد شمع و شاهد روی توصد هزاران خم باده هر طرف جوشیده گیر77نقل کریںخضر بیمن گر ببیند روی تو ای وای منور نبیند آب حیوان هر دمش نوشیده گیر88نقل کریںچون فنا خواهد شدن این ساحره دنیای دونتخت و بخت و گنج و عالم را به من بخشیده گیر99نقل کریںدر ازل جانهای صدیقان نثار روی توچونک رویت را نبینم خود نثاری چیده گیر1010نقل کریںاین عزیز مصر جانم تا نبیند روی توهر دو روزی یوسفی شکرلبی بخریده گیر1111نقل کریںای خروشیده ز دردم سنگ و آهن دم به دمچون نجست از سنگ و آهن برق بخروشیده گیر1212نقل کریںیک شب این دیوانه را مهمان آن زنجیر کنور بژولاند سر زلف تو را ژولیده گیر1313نقل کریںور جهان در عشق تو بدگوی من شد باک نیستصد دروغ و افترا بر صادقی بافیده گیر1414نقل کریںبا فراقت از دو عالم چون منم مظلومترگر بنالد ظالم از مظلوم تو نالیده گیر1515نقل کریںچون نلافم شمس تبریز از سگان کوی توبر سر شیران عالم مر مرا لافیده گیر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعرض لشکر میدهد مر عاشقان را عشق یارزندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سواررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1061اگلی نظمعزم رفتن کردهای چون عمر شیرین یاد دارکردهای اسب جدایی رغم ما زین یاد داررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1063◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبرگ عیش خویش را چون گل زهم پاشیده گیراین دکانی را که برخود چیده ای برچیده گیرصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4641◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعرض لشکر میدهد مر عاشقان را عشق یارزندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سواررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1061
اگلی نظمعزم رفتن کردهای چون عمر شیرین یاد دارکردهای اسب جدایی رغم ما زین یاد داررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1063
برگ عیش خویش را چون گل زهم پاشیده گیراین دکانی را که برخود چیده ای برچیده گیرصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4641