رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 573غزل شمارهٔ 573شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: رگویدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبرآمد بر شجر طوطی که تا خطبهیْ شکر گویدبه بلبل کرد اشارت گل که تا اشعار برگوید22نقل کریںبه سرو سبز وحی آمد که تا جانش بُوَد در تنمیان بندد به خدمت، روز و شبها این سَمَر گوید33نقل کریںهمه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهیولیکن عقل استادست، او مشروحتر گوید44نقل کریںدرآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیهز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید55نقل کریںهزاران سیمبر بینی گشاییده بر و سینهچو آن عنبرفشان قصهیْ نسیم آن سحر گوید66نقل کریںکه را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید؟که را ماند خبر از خود در آن دم کو خبر گوید؟77نقل کریںحدیث عشق، جان گوید؛ حدیث رهروان گویدحدیث سُکر، سر گوید؛ حدیث خون، جگر گوید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمورای پردهٔ جانت، دلا خلقان پنهانندز زخم تیغ فردیت، همه جانند و بیجانندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 572اگلی نظممرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزدقیامتهای پرآتش ز هر سویی برانگیزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 574◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحجت الله عباسیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمورای پردهٔ جانت، دلا خلقان پنهانندز زخم تیغ فردیت، همه جانند و بیجانندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 572
اگلی نظممرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزدقیامتهای پرآتش ز هر سویی برانگیزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 574