رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 500غزل شمارهٔ 500شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: هنیستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںقبله امروز جز شهنشه نیستهر که آید به در بگو ره نیست2نقل کریںعذر گو وز بهانه آگه باشهمه خفتند و یک کس آگه نیست3نقل کریںنگذارد نه کوته و نه درازآتشی کو دراز و کوته نیست4نقل کریںدر چه طبع تو خیالاتستیوسفی بیخیال در چه نیست5نقل کریںچون که گندم رسید مغز آکندهمره ماست و همره که نیست6نقل کریںپاره پاره کند یکایک راعشق آن یک که پاره ده نیست7نقل کریںگه گهی میکشند گوش تو راسوی آن عالمی که گه گه نیست8نقل کریںشمس تبریز شاه ترکانسترو به صحرا که شه به خرگه نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق جز دولت و عنایت نیستجز گشاد دل و هدایت نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 499اگلی نظمامشب از چشم و مغز خواب گریختدید دل را چنین خراب گریخترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 501آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور