رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1245غزل شمارهٔ 1245شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اناوردمشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمشو آنک میکرد او کرانه در میان آوردمش22نقل کریںآنک عشوه کار او بد عشوهای بنمودمشو آنک از من سر کشیدی کشکشان آوردمش33نقل کریںآنک هر صبحی تقاضا میکند جان را ز مناز تقاضا بر تقاضا من به جان آوردمش44نقل کریںجان سرگردان که گم شد در بیابان فراقاز بیابانها سوی دارالامان آوردمش55نقل کریںگفت جان من مینیایم تا بننمایی نشانکو نشان کو مهر سلطان من نشان آوردمش66نقل کریںمهربانی کردن این باشد که بستم دست دزددست بسته پیش میر مهربان آوردمش77نقل کریںچونک یک گوشه ردای مصطفی آمد به دستآنک بد در قعر دوزخ در جنان آوردمش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای سنایی گر نیابی یار یار خویش باشدر جهان هر مرد و کاری مرد کار خویش باشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1244اگلی نظمدوش رفتم در میان مجلس سلطان خویشبر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1246◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای سنایی گر نیابی یار یار خویش باشدر جهان هر مرد و کاری مرد کار خویش باشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1244
اگلی نظمدوش رفتم در میان مجلس سلطان خویشبر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1246