رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2427غزل شمارهٔ 2427شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ونامدیصنف: غزلصداکاران: عندلیب، نازنین بازیانآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدیور عقل از او آگه بدی از چشم جیحون آمدی22نقل کریںگر سر برون کردی مهش روزی ز قرص آفتابذره به ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی33نقل کریںور گنجهای لعل او یک گوشه بر پستی زدیهر گوشه ویرانهای صد گنج قارون آمدی44نقل کریںنقشی که بر دل میزند بر دیده گر پیدا شدیهر دست و رو ناشستهای چون شیخ ذاالنون آمدی55نقل کریںور سحر آن کس نیستی کو چشم بندی میکندچون چشم و دل این جسم و تن بر سقف گردون آمدی66نقل کریںای خواجه نظاره گر تا چند باشد این نظرارزان بدی گر زین نظر معشوق بیرون آمدی77نقل کریںمهمان نو آمد ولی این لوت عالم را بس استدو کون اگر مهمان شدی این لوت افزون آمدی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمفدیتتک یا ستی الناسیهالی کم تشد فم الخابیهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2426اگلی نظمفصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پریگویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2428◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمفصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پریگویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2428