رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2427غزل شمارهٔ 2427شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ونامدیصنف: غزلصداکاران: عندلیب، نازنین بازیانآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدیور عقل از او آگه بدی از چشم جیحون آمدی2نقل کریںگر سر برون کردی مهش روزی ز قرص آفتابذره به ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی3نقل کریںور گنجهای لعل او یک گوشه بر پستی زدیهر گوشه ویرانهای صد گنج قارون آمدی4نقل کریںنقشی که بر دل میزند بر دیده گر پیدا شدیهر دست و رو ناشستهای چون شیخ ذاالنون آمدی5نقل کریںور سحر آن کس نیستی کو چشم بندی میکندچون چشم و دل این جسم و تن بر سقف گردون آمدی6نقل کریںای خواجه نظاره گر تا چند باشد این نظرارزان بدی گر زین نظر معشوق بیرون آمدی7نقل کریںمهمان نو آمد ولی این لوت عالم را بس استدو کون اگر مهمان شدی این لوت افزون آمدی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمفدیتتک یا ستی الناسیهالی کم تشد فم الخابیهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2426اگلی نظمفصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پریگویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2428آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمفصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پریگویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2428