رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2163غزل شمارهٔ 2163شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ایتوہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای توبهشتم جان شیرین را که میسوزد برای تو22نقل کریںروان از تو خجل باشد دلم را پا به گل باشدمرا چه جای دل باشد چو دل گشتهست جای تو33نقل کریںتو خورشیدی و دل در چه بتاب از چه به دل گه گهکه میکاهد چو ماه ای مه به عشق جان فزای تو44نقل کریںز خود مسم به تو زرم به خود سنگم به تو درمکمر بستم به عشق اندر به اومید قبای تو55نقل کریںگرفتم عشق را در بر کله بنهادهام از سرمنم محتاج و میگویم ز بیخویشی دعای تو66نقل کریںدلا از حد خود مگذر برون کن باد را از سربه خاک کوی او بنگر ببین صد خونبهای تو77نقل کریںاگر ریزم وگر رویم چه محتاج تو مه رویمچو برگ کاه میپرم به عشق کهربای تو88نقل کریںایا تبریز خوش جایم ز شمس الدین به هیهایمزنم لبیک و میآیم بدان کعبه لقای تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرانم به جان تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2162اگلی نظماگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شوبر خویشان و بیخویشان شبی تا روز مهمان شورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2164◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدلم آشفته شد، جانا، به بالای بلای توبکن رحمی به جان من که گشتم مبتلای توامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1645مسازم نا امید از خود، چو گشتم مبتلای توکه محروم از تمام خوبرویانم برای توعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 538◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرفتانه صانعیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرانم به جان تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2162
اگلی نظماگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شوبر خویشان و بیخویشان شبی تا روز مهمان شورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2164
دلم آشفته شد، جانا، به بالای بلای توبکن رحمی به جان من که گشتم مبتلای توامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1645