رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 850غزل شمارهٔ 850شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: یدندصنف: غزلصداکاران: عندلیب، محسن لیلهکوهیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدنددیوانگان بندی زنجیرها دریدند22نقل کریںبس احتیاط کردیم تا نشنوند ایشانگویی قضا دهل زد بانگ دهل شنیدند33نقل کریںجانهای جمله مستان دلهای دل پرستانناگه قفس شکستند چون مرغ برپریدند44نقل کریںمستان سبو شکستند بر خنبها نشستندیا رب چه باده خوردند یا رب چه مل چشیدند55نقل کریںمن دی ز ره رسیدم قومی چنین بدیدممن خویش را کشیدم ایشان مرا کشیدند66نقل کریںآن را که جان گزیند بر آسمان نشینداو را دگر که بیند جز دیدهها که دیدند77نقل کریںیک ساقیی عیان شد آشوب آسمان شدمی تلخ از آن زمان شد خیکش از آن دریدند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای آن که از عزیزی در دیده جات کردنددیدی که جمله رفتند تنها رهات کردندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 849اگلی نظمای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آیددر خانه خیالت شاید که غم درآیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 851◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای آن که از عزیزی در دیده جات کردنددیدی که جمله رفتند تنها رهات کردندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 849
اگلی نظمای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آیددر خانه خیالت شاید که غم درآیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 851