رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 225غزل شمارهٔ 225شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انحلواصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبپخته است خدا بهر صوفیان حلواکه حلقه حلقه نشستند و در میان حلوا2نقل کریںهزار کاسه سر رفت سوی خوان فلکچو درفتاد از آن دیگ در دهان حلوا3نقل کریںبه شرق و غرب فتادست غلغلی شیرینچنین بوَد، چو دهد شاه خسروان حلوا4نقل کریںپیاپی از سوی مطبخ رسول میآیدکه پختهاند ملایک بر آسمان حلوا5نقل کریںبه آبریز برد چونک خورد حلوا تنبه سوی عرش برد چونک خورد جان حلوا6نقل کریںبه گرد دیگ دل ای جان چو کفچه گرد بهسرکه تا چو کفچه، دهان پر کنی از آن حلوا7نقل کریںدلی که از پی حلوا چو دیک سوخت سیاهکرم بوَد که ببخشد به تای نان حلوا8نقل کریںخموش باش که گر حق نگویدش که بدهچه جای نان، ندهد هم به صد سنان حلوا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه خیره مینگری در رخ من ای برنامگر که در رخمست آیتی از آن سودارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 224اگلی نظمبرفت یار من و یادگار ماند مرارخ معصفر و چشم پرآب و وااسفارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 226آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچه خیره مینگری در رخ من ای برنامگر که در رخمست آیتی از آن سودارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 224
اگلی نظمبرفت یار من و یادگار ماند مرارخ معصفر و چشم پرآب و وااسفارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 226