رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1394غزل شمارهٔ 1394شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: رمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدفع مده دفع مده من نروم تا نخورمعشوه مده عشوه مده عشوهی مستان نخرم22نقل کریںوعده مکن وعده مکن مشتری وعده نیامیا بدهی یا ز دکانِ تو گروگان ببرم33نقل کریںگر تو بهایی بنهی تا که مرا دفع کنیرو که به جز حق نبری گرچه چنین بیخبرم44نقل کریںپرده مکن پرده مدر در سپس پرده مروراه بده راه بده یا تو برون آ ز حرم55نقل کریںای دل و جان بنده تو، بندِ شکرخندهی توخندهی تو چیست؟ بگو، جوشش دریای کرم66نقل کریںطالع استیز مرا از مه و مریخ بجوهمچو قضاهای فلک خیره و استیزهگرم77نقل کریںچرخ ز استیزه من خیره و سرگشته شودزانک دو چندان که ویم گرچه چنین مختصرم88نقل کریںگر تو ز من صرفه بری من ز تو صد صرفه برمکیسهبُرم کاسهبَرَم زانک دورو همچو زرم99نقل کریںگرچه دورو همچو زرم مُهر تو دارد نظرماز مه و از مِهر فلک مهتر و افلاکترم1010نقل کریںلاف زنم لاف که تو راست کنی لافِ مراناز کنم ناز که من در نظرت معتبرم1111نقل کریںچه عجب ار خوشخبرم چونک تو کردی خبرمچه عجب ار خوشنظرم چونک توی در نظرم1212نقل کریںبر همگان گر ز فلک زهر ببارد همهشبمن شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم1313نقل کریںهر کسکی را کسکی هر جگری را هوسیلیک کجا تا به کجا؟ من ز هوایی دگرم1414نقل کریںمن طلب اندر طلبم تو طرب اندر طربیآن طربت در طلبم پا زد و برگشت سرم1515نقل کریںتیر تراشنده توی دوک تراشنده منمماه درخشنده توی من چو شب تیرهبرم1616نقل کریںمیرشکارِ فلکی، تیر بزن در دل منور بزنی تیر جفا همچو زمین پی سپرم1717نقل کریںجمله سپرهای جهان باخلل از زخم بودبیخطر آنگاه بُوَم کز پی زخمت سپرم1818نقل کریںگیج شد از تو سر من این سر سرگشته منتا که ندانم پسرا که پسرم یا پدرم1919نقل کریںآن دل آواره من گر ز سفر بازرسدخانه تهی یابد او هیچ نبیند اثرم2020نقل کریںسرکه فشانی چه کنی؟ کآتش ما را بکشی؟کآتشم از سرکهات افزون شود افزون شررم2121نقل کریںعشق چو قربان کندم عید من آن روز بودور نبود عید من آن مرد نیام بلک غرم2222نقل کریںچون عرفه و عید توی غره ذیالحجه منمهیچ به تو درنرسم وز پی تو هم نبرم2323نقل کریںباز توام باز توام چون شنوم طبل تو راای شه و شاهنشه من باز شود بال و پرم2424نقل کریںگر بدهی می بچشم ور ندهی نیز خوشمسر بنهم پا بکشم بیسر و پا مینگرم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پاینده شدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1393اگلی نظممطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنمریش طرب شانه کنم سبلت غم را بکنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1395◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرمچونک بهارم تو شهی باغ توام شاخ ترمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1399گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرمگر تو میی من قدحم ور ترشی من کبرمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1775◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبعلی اسلامی مذهبامیرحسین بذرافشانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پاینده شدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1393
اگلی نظممطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنمریش طرب شانه کنم سبلت غم را بکنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1395
هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرمچونک بهارم تو شهی باغ توام شاخ ترمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1399
گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرمگر تو میی من قدحم ور ترشی من کبرمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1775