رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 525غزل شمارهٔ 525شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: اهشدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شدخیزید ای خوش طالعان وقت طلوع ماه شد2نقل کریںساقی به سوی جام رو ای پاسبان بر بام روای جان بیآرام رو کان یار خلوت خواه شد3نقل کریںاشکی که چشم افروختی صبری که خرمن سوختیعقلی که راه آموختی در نیم شب گمراه شد4نقل کریںجانهای باطن روشنان شب را به دل روشن کنانهندوی شب نعره زنان کان ترک در خرگاه شد5نقل کریںباشد ز بازیهای خوش بیذق رود فرزین شوددر سایه فرخ رخی بیدق برفت و شاه شد6نقل کریںشب روحها واصل شود مقصودها حاصل شودچون روز روشن دل شود هر کو ز شب آگاه شد7نقل کریںای روز چون حشری مگر وی شب شب قدری مگریا چون درخت موسیی کو مظهر الله شد8نقل کریںشب ماه خرمن میکند ای روز زین بر گاو نهبنگر که راه کهکشان از سنبله پرکاه شد9نقل کریںدر چاه شب غافل مشو در دلو گردون دست زنیوسف گرفت آن دلو را از چاه سوی جاه شد10نقل کریںدر تیره شب چون مصطفی میرو طلب میکن صفاکان شه ز معراج شبی بیمثل و بیاشباه شد11نقل کریںخاموش شد عالم به شب تا چست باشی در طلبزیرا که بانگ و عربده تشویش خلوتگاه شد12نقل کریںای شمس تبریزی که تو از پرده شب فارغیلاشرقی و لاغربیی اکنون سخن کوتاه شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شدخورشید جان عاشقان در خلوت الله شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 524اگلی نظمای لولیان ای لولیان یک لولییی دیوانه شدتشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنونخانه شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 526آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیاننادیا رحمانعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شدخورشید جان عاشقان در خلوت الله شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 524
اگلی نظمای لولیان ای لولیان یک لولییی دیوانه شدتشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنونخانه شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 526