رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 46غزل شمارهٔ 46شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: یدهراصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدی بنواخت یار من بنده غم رسیده راداد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را22نقل کریںهوش فزود هوش را حلقه نمود گوش راجوش نمود نوش را نور فزود دیده را33نقل کریںگفت که ای نزار من خسته و ترسگار منمن نفروشم از کرم بنده خودخریده را44نقل کریںبین که چه داد میکند بین چه گشاد میکندیوسف یاد میکند عاشق کف بریده را55نقل کریںداشت مرا چو جان خود رفت ز من گمان بدبر کتفم نهاد او خلعت نورسیده را66نقل کریںعاجز و بیکسم مبین اشک چو اطلسم مبیندر تن من کشیده بین اطلس زرکشیده را77نقل کریںهر که بود در این طلب بس عجبست و بوالعجبصد طربست در طرب جان ز خود رهیده را88نقل کریںچاشنی جنون او خوشتر یا فسون اوچونک نهفته لب گزد خسته غم گزیده را99نقل کریںوعده دهد به یار خود گل دهد از کنار خودپر کند از خمار خود دیده خون چکیده را1010نقل کریںکحل نظر در او نهد دست کرم بر او زندسینه بسوزد از حسد این فلک خمیده را1111نقل کریںجام می الست خود خویش دهد به مست خودطبل زند به دست خود باز دل پریده را1212نقل کریںبهر خدای را خمش خوی سکوت را مکشچون که عصیده میرسد کوته کن قصیده را1313نقل کریںمفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلندر مگشا و کم نما گلشن نورسیده را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجراخاصه که در گشاید و گوید «خواجه اندرآ»رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 45اگلی نظمای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجادر رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 47◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجراخاصه که در گشاید و گوید «خواجه اندرآ»رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 45
اگلی نظمای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجادر رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 47