رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 769غزل شمارهٔ 769شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: انشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه توقفست زین پس همه کاروان روان شدنگرد شتر به اشتر که بیا که ساربان شد2نقل کریںز چپ و ز راست بنگر به قطارهای بیمرپی روز همچو سایه به طریق آسمان شد3نقل کریںنه ز لامکان رسیدی همه چیز از آن کشیدیدل تو چرا نداند به خوشی به لامکان شد4نقل کریںهمه روز لعب کردی غم خانه خود نخوردیسوی خانه باید اکنون دژم و کشان کشان شد5نقل کریںتو بخند خنده اولی که روان شوی به مولیکرمش روا ندارد به کریم بدگمان شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچمنی که جمله گلها به پناه او گریزدکه در او خزان نباشد که در او گلی نریزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 768اگلی نظمهمه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامدچو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 770زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتو ز لب سخن گشادی، همه خلق بی زبان شدتو به ره خرام کردی، همه چشمها روان شدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 696آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچمنی که جمله گلها به پناه او گریزدکه در او خزان نباشد که در او گلی نریزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 768
اگلی نظمهمه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامدچو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 770
تو ز لب سخن گشادی، همه خلق بی زبان شدتو به ره خرام کردی، همه چشمها روان شدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 696