رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 817غزل شمارهٔ 817شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ارامدندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون مرا جمعی خریدار آمدندکهنه دوزان جمله در کار آمدند22نقل کریںاز ستیزه ریش را صابون زدندوز حسد ناشسته رخسار آمدند33نقل کریںهمچو نغزان روز شیوه میکنندهمچو چغزان شب به تکرار آمدند44نقل کریںشکر کز آواز من این خفتگانخواب را هشتند و بیدار آمدند55نقل کریںکاش بیداری برای حق بدیاینک بهر سیم و زر زار آمدند66نقل کریںچون شود بیمار از ایشان سرخ روچون به زردی همچو دینار آمدند77نقل کریںخلق را پس چون رهانند از حسدکز حسد این قوم بیمار آمدند88نقل کریںدر دل خلقند چون دیده منیرآن شهان کز بهر دیدار آمدند99نقل کریںهمچو هفت استاره یک نور آمدندهمچو پنج انگشت یک کار آمدند1010نقل کریںتا نگردی ریش گاو مردمیسر به سر خود ریش و دستار آمدند1111نقل کریںاهل دل خورشید و اهل گل غباراهل دل گل اهل گل خار آمدند1212نقل کریںغم مخور ای میر عالم زین گروهکاهل دل دل بخش و دلدار آمدند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخلق میجنبند مانا روز شدروز را جان بخش جانا روز شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 816اگلی نظمساقیان سرمست در کار آمدندمستیان در کوی خمار آمدندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 818◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںساقیان سرمست در کار آمدندمستیان در کوی خمار آمدندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 818◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبهانیه سلیمیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور