رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2161غزل شمارهٔ 2161شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ویاوصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر نه عاشق اویم چه میپویم به کوی اووگر نه تشنه اویم چه میجویم به جوی او2نقل کریںبر این مجنون چه میبندم مگر بر خویش میخندمکه او زنجیر نپذیرد مگر زنجیر موی او3نقل کریںببر عقلم ببر هوشم که چون پنبهست در گوشمچو گوشم رست از این پنبه درآید های هوی او4نقل کریںهمیگوید دل زارم که با خود عهدها دارمنیاشامم شراب خوش مگر خون عدوی او5نقل کریںدلم را میکند پرخون سرم را پرمی و افیوندل من شد تغار او سر من شد کدوی او6نقل کریںچه باشد ماه یا زهره چو او بگشود آن چهرهچه دارد قند یا حلوا ز شیرینی خوی او7نقل کریںمرا گوید چرا زاری ز ذوق آن شکرباریمرا گوید چرا زردی ز لاله ستان روی او8نقل کریںمرا هر دم برانگیزی به سوی شمس تبریزیبگو در گوش من ای دل چه میتازی به سوی او◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبودهست اوهمه جوشان و پرآتش کمین اندر بهانه جورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2160اگلی نظمدگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرانم به جان تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2162آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفتانه صانعیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبودهست اوهمه جوشان و پرآتش کمین اندر بهانه جورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2160
اگلی نظمدگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرانم به جان تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2162