رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1825غزل شمارهٔ 1825شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ایمنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن طربم طرب منم زهره زند نوای منعشق میان عاشقان شیوه کند برای من2نقل کریںعشق چو مست و خوش شود بیخود و کش مکش شودفاش کند چو بیدلان بر همگان هوای من3نقل کریںناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشدچرخ فلک حسد برد ز آنچ کند به جای من4نقل کریںمن سر خود گرفتهام من ز وجود رفتهامذره به ذره می زند دبدبه فنای من5نقل کریںآه که روز دیر شد آهوی لطف شیر شددلبر و یار سیر شد از سخن و دعای من6نقل کریںیار برفت و ماند دل شب همه شب در آب و گلتلخ و خمار می طپم تا به صبوح وای من7نقل کریںتا که صبوح دم زند شمس فلک علم زندباز چو سرو تر شود پشت خم دوتای من8نقل کریںباز شود دکان گل ناز کنند جزو و کلنای عراق با دهل شرح دهد ثنای من9نقل کریںساقی جان خوبرو باده دهد سبو سبوتا سر و پای گم کند زاهد مرتضای من10نقل کریںبهر خدای ساقیا آن قدح شگرف رابر کف پیر من بنه از جهت رضای من11نقل کریںگفت که باده دادمش در دل و جان نهادمشبال و پری گشادمش از صفت صفای من12نقل کریںپیر کنون ز دست شد سخت خراب و مست شدنیست در آن صفت که او گوید نکتههای من13نقل کریںساقی آدمی کشم گر بکشد مرا خوشمراح بود عطای او روح بود سخای من14نقل کریںباده توی سبو منم آب توی و جو منممست میان کو منم ساقی من سقای من15نقل کریںاز کف خویش جستهام در تک خم نشستهامتا همگی خدا بود حاکم و کدخدای من16نقل کریںشمس حقی که نور او از تبریز تیغ زدغرقه نور او شد این شعشعه ضیای من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای منجور مکن جفا مکن نیست جفا سزای منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1824اگلی نظمهر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «همچنین»هر کِی ز ماه گویدت، بام برآ که «همچنین»رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1826زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای مننیست مراد خاطرت جز غم و جز بلای منجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 751سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای منجور مکن جفا مکن نیست جفا سزای منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1824آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیافسر آریاآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای منجور مکن جفا مکن نیست جفا سزای منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1824
اگلی نظمهر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «همچنین»هر کِی ز ماه گویدت، بام برآ که «همچنین»رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1826
ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای مننیست مراد خاطرت جز غم و جز بلای منجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 751
سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای منجور مکن جفا مکن نیست جفا سزای منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1824