رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2560غزل شمارهٔ 2560شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ننمیاییصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںالا ای جان قدس آخر به سوی من نمیآییهماره جان به تن آید تو سوی تن نمیآیی2نقل کریںبدم دامن کشان تا تو ز من دامن کشیدستیز اشک خون همیریزم در این دامن نمیآیی3نقل کریںزهی بیآبی جانم چو نیسانت نمیباردزهی خرمن که سوی این سیه خرمن نمیآیی4نقل کریںچو دورم زان نظر کردن نظاره عالمی گشتمنظاره من بیا گر تو نظر کردن نمیآیی5نقل کریںالا ای دل پری خوانی نگویی آن پری را توچرا خوابم ببردی گر به سحر و فن نمیآیی6نقل کریںالا ای طوق وصل او که در گردن همیزیبیچو قمری ناله میدارم که در گردن نمیآیی7نقل کریںدل تو همچو سنگ و من چو آهن ثابت اندر عشقایا آهن ربا آخر سوی آهن نمیآیی8نقل کریںز ما و من برست آن کس که تو رویی بدو آریچرا تو سوی این هجران صد چون من نمیآیی9نقل کریںفزایش از کجا باشد بهارا چون نمیباریسکونت از کجا آخر سوی مسکن نمیآیی10نقل کریںالا ای نور غایب بین در این دیده نمیتابیالا ای ناطقه کلی بدین الکن نمیآیی11نقل کریںچو ارزن خرد گشتستم ز بهر مرغ مژده آورالا ای مرغ مژده آور بدین ارزن نمیآیی12نقل کریںهمه جانها شده لرزان در این مکمن گه هجرانبرای امن این جانها در این مکمن نمیآیی13نقل کریںزبان چون سوسن تازه به مدحت ای خوش آوازهالا گلزار ربانی بدین سوسن نمیآیی14نقل کریںالا ای باده شادان به عشق اندر چو استاداندرونت خنب سرمستی چرا از دن نمیآیی15نقل کریںمعاش خانه جانم اگر نه از قرص خورشید استچرا ای خانه بیخورشید تو روشن نمیآیی16نقل کریںاگر نه طالب اویی به خانه خانه خورشیدچرا چون شکل شب دزدان به هر روزن نمیآیی17نقل کریںچو صحرای جمال او برای جان بود مؤمنچرا در خوف میباشی چرامؤمن نمیآیی18نقل کریںتو بشکن جوز این تن را بکوب این مغز را درهمچرا اندر چراغ عشق چون روغن نمیآیی19نقل کریںتو آب و روغنی کردی به نورت ره کجا باشدمبر تو آب بیروغن که بیدشمن نمیآیی20نقل کریںچه نقد پاک میدانی تو خود را وین نمیبینیکه اندر دست خود ماندی و در مخزن نمیآیی21نقل کریںز عشق شمس تبریزی چو موسی گفتهام ارنیز سوی طور تبریزی چرا چون لن نمیآیی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمالا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانیروان کن کشتی وصلت برای پیر کنعانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2559اگلی نظممسلمانان مسلمانان مرا جانی است سوداییچو طوفان بر سرم بارد از این سودا ز بالاییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2561آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمالا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانیروان کن کشتی وصلت برای پیر کنعانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2559
اگلی نظممسلمانان مسلمانان مرا جانی است سوداییچو طوفان بر سرم بارد از این سودا ز بالاییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2561