رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1819غزل شمارهٔ 1819شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: رازاینصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از ایندیده ایمان شود ار نوش کند کافر از این2نقل کریںعشق بود کان هنر عشق بود معدن زردوست شود جلوه از آن پوست شود پرزر از این3نقل کریںعشق چو بگشاید لب بوی دهد بوی عجبمشک شده مست از او گشته خجل عنبر از این4نقل کریںعشق بود خوب جهان مادر خوبان شهانخاک شود گوهر از آن فخر کند مادر از این◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقصد جفاها نکنی ور بکنی با دل منوا دل من وا دل من وا دل من وا دل منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1818اگلی نظمهی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشینصبر تو کو ای صابر ای همه صبر و تمکینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1820آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمقصد جفاها نکنی ور بکنی با دل منوا دل من وا دل من وا دل من وا دل منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1818
اگلی نظمهی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشینصبر تو کو ای صابر ای همه صبر و تمکینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1820