رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2556غزل شمارهٔ 2556شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: یزیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںزهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزیز هجران خداوندی شمس الدین تبریزی22نقل کریںایا خورشید رخشنده متاب از امر او سر راکه تاریک ابد گردی اگر با او تو بستیزی33نقل کریںایا ای ابر گر تو یک نظر از نرگسش یابیبه جای آب آب زندگانی و گهربیزی44نقل کریںاگر آتش شبی در خواب لطف و حلم او دیدیگلستانها شدی آتش نکردی ذرهای تیزی55نقل کریںبه هنگامی که هر جانی به جانی جفت میگردندبفرمودند گر جانی به جان او نیامیزی66نقل کریںکه جان او چنان صاف و لطیف آمد که جانها راز روی شرم و لطف او فریضه گشت پرهیزی77نقل کریںهر آنچ از روح او آید به وهم روحها نایدکه خشتک کی تواند کرد اندر جامه تیریزی88نقل کریںکسی کاندر جهان از بوش انا لا غیر می گفتهستگر از جاهش ببردی بو ز حسرت کرده خون ریزی99نقل کریںبیا ای عقل کل با من که بردابرد او بینیورای بحر روحانی بدان شرطی که نگریزی1010نقل کریںاز آن بحری گذشتهست او که دلها دل از او یابندو جانها جان از او گیرند و هر چیزی از او چیزی1111نقل کریںاگر انکار خواهی کرد از عجزی است اندر توچه داند قوت حیدر مزاج حیز از حیزی1212نقل کریںعلی الله خانه کعبه و فی الله بیت معموراگهی که بشنوی تبریز از تعظیم برخیزی1313نقل کریںایا ای عقل و تمییزی که لاف دیدنش داریوآنگه باخودی بالله که بیالهام و تمییزی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچرا چون ای حیات جان در این عالم وطن دارینباشد خاک ره ناطق ندارد سنگ هشیاریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2555اگلی نظمهر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامیبشارت آیدش روزی ز وصل او به پیغامیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2557◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزهی از خط سبزت تازه رسم فتنه انگیزیز تیغ غمزه ات نو دمبدم آیین خونریزیجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 938چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزیعسل از شیر نگریزد تو هم باید که نگریزیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2540◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچرا چون ای حیات جان در این عالم وطن دارینباشد خاک ره ناطق ندارد سنگ هشیاریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2555
اگلی نظمهر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامیبشارت آیدش روزی ز وصل او به پیغامیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2557
زهی از خط سبزت تازه رسم فتنه انگیزیز تیغ غمزه ات نو دمبدم آیین خونریزیجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 938
چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزیعسل از شیر نگریزد تو هم باید که نگریزیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2540