رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2640غزل شمارهٔ 2640شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: امبمانیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمگریز ز آتش که چنین خام بمانیگر بجهی از این حلقه در آن دام بمانی2نقل کریںمگریز ز یاران تو چو باران و مکش سرگر سر کشی سرگشته ایام بمانی3نقل کریںبا دوست وفا کن که وفا وام الست استترسم که بمیری و در این وام بمانی4نقل کریںبگرفت تو را تاسه و حال تو چنان استکز عجز تو در تاسه حمام بمانی5نقل کریںمیترسی از این سر که تو داری و از این خوکان سر تو به رنجوری سرسام بمانی6نقل کریںبا ما تو یکی کن سر زیرا سر وقت استتا همچو سران شاد سرانجام بمانی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرخیز که صبح است و صبوح است و سکاریبگشای کنار آمد آن یار کناریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2639اگلی نظمگیرم که نبینی رخ آن دختر چینیاز جنبش او جنبش این پرده نبینیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2641آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبرخیز که صبح است و صبوح است و سکاریبگشای کنار آمد آن یار کناریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2639
اگلی نظمگیرم که نبینی رخ آن دختر چینیاز جنبش او جنبش این پرده نبینیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2641