رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1662غزل شمارهٔ 1662شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: نمیایدمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبوی آن خوب ختن می آیدمبوی یار سیمتن می آیدم22نقل کریںمی رسد در گوش بانگ بلبلانبوی باغ و یاسمن می آیدم33نقل کریںدرد چون آبستنان می گیردمطفل جان اندر چمن می آیدم44نقل کریںبوی زلف مشکبار روح قدسهمچو جان اندر بدن می آیدم55نقل کریںیوسفم افتاده در چاه فراقاز شه مصر آن رسن می آیدم66نقل کریںمن شهید عشقم و پرخون کفنخونبها اندر کفن می آیدم77نقل کریںبر سرم نه آن کلاه خسرویکان چنان شیرین ذقن می آیدم88نقل کریںسر نهادم همچو شمع اندر لگنسر نگر کاندر لگن می آیدم99نقل کریںجانها بر بام تن صف صف زدندکان قباد صف شکن می آیدم1010نقل کریںگوییا آن چنگ عشرت ساز یافتتا نوای تن تنن می آیدم1111نقل کریںگوییا ساقی جان بر کار شدتا چنین می در دهن می آیدم1212نقل کریںیا ز شعشاع عقیق احمدیبوی رحمان از یمن می آیدم1313نقل کریںیا ز بوی شمس تبریزی ز عشقنعرهها بیخویشتن می آیدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسالکان راه را محرم شدمساکنان قدس را همدم شدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1661اگلی نظمنو به نو هر روز باری می کشموین بلا از بهر کاری می کشمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1663◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور